انیمه Dosanko Gal wa Namara Menkoi قسمت 3

انیمه Dosanko Gal wa Namara Menkoi قسمت 3

انیمه دخترای هوکایدو فوق‌العاده دوست‌داشتنی هستن قسمت 3پسر دبیرستانی به اسم سوباسا به ارتفاعات شهر کیتامی واقع در هوکایده نقل مکان می‌کنه و در ایستگاه اتوبوس با یک دختر آشنا می‌شه. منظره‌ی تماشایی از ایستادن اون دختر در پس‌زمینه‌ی برفی، پاهای برهنه با وجود سرمای شدید، قلب سوباسا رو به دام می‌نذازه.

نقد و بررسی قسمت دوم انیمه Dosanko Gal wa Namara Menkoi

ببین، من واقعاً دوس دارم دوسانکو گال و نامارا منکوی رو ببینم. نمی‌خوام از اون مفهوم مسخره «لذت گناهکار» حرف بزنم، چون فکر می‌کنم اشتباهه. اصلاً چیزی توی این سریال نیست که بخواد گناهکار باشه. این سریال سرگرم‌کننده و زیباست و به نظر می‌رسه یه قلب مهربون داره. البته یه کم بی‌شرمانه هم هست، ولی اینم یه بخشی از جذابیتشه. نمی‌دونم که آیا قراره در موردش بنویسم یا نه، ولی فعلاً دارم ازش لذت می‌برم.

فکر می‌کردم سوباسا یه پسر توکیوییه که توی کیتامی گم شده. این خودش شوک فرهنگی زیادیه، ولی داستان چیزهای بیشتری هم داره. خیلی عجیب نیست که تا حالا جشنواره برفی نرفته باشه یا حتی خبر نداشته باشه کیتامی جشنواره برفی داره. مینامی وقتی سوباسا رو سر پوستر جشنواره برفی زل زده می‌بینه، خودش رو دعوت می‌کنه باهاش بره، با اینکه خودش یک ساله نرفته و معتقده جشنواره مسخره و بچه‌گانه است. ولی خب، اون عاشق سوباسا هست، پس چه فرقی می‌کنه؟

من عاشق چیزای عجیب و غریب ژاپنم، پس دوسانکو گال رو همیشه توی جیبم می‌ذارم. نمی‌دونستم که توی هوکایدو، اگه روی سگ ذرت شکر بریزی، بهش می‌گن «سگ فرانسوی» (من حتی نمی‌دونستم که شکر زدن روی سگ ذرت یه چیزه). سوباسا خیلی هیجان‌زده شد، چون داشت تخصص‌های منطقه‌ای هوکایدو رو می‌خوند که خیلی جالبن. مینامی گفت که می‌خواد سوباسا رو با غذاهای خوشمزه هوکایدو آشنا کنه، که به نظر من بهترین غذاهای ژاپنن. البته حتی توی کیتامی، یه بوسه غیرمستقیم، یه بوسه غیرمستقیمه…

وقتی مدرسه شروع شد، مینامی سوباسا رو برد یه یاکیبن محلی که توش از آب رشته فرنگی برای درست کردن سوپ استفاده می‌کنن. اومدیم تو راه بنتوی مادربزرگش رو هم باهاش شریک شد که باعث شد یه بحث جالب شروع بشه. سوباسا گفت تا حالا نودل فنجانی رو امتحان نکرده و حتی تا حالا به سوپرمارکت هم نرفته بود. مینامی با این موضوع شوکه شد، چون اینطوری بودن برای یه ژاپنی، به خصوص یه نوجوان مدرن، خیلی غیرعادی بود. کنجکاویش گل کرد و تصمیم گرفت بره خونه سوباسا که ببینه چی شده. فکر می‌کرد که شاید سوباسا یه بچه پولدار پناه گرفته باشه.

این ممکنه درست باشه - حداقل مینامی مطمئنه که سوباسا فقیر نیست - ولی یه چیز دیگه‌ای تو زندگی خانوادگیش در جریانه. تو راه از یه قلعه برفی رد میشن و مینامی تصمیم می‌گیره لذت چنین چیزهایی رو به سوباسا نشون بده که باعث میشه یه بحث بی‌شرمانه در مورد گذرگاه‌های برفی بشن. مادربزرگ سوباسا اتفاقی این مکالمه رو می‌شنوه و سوباسا حسابی می‌ترسه. ولی در نهایت مینامی با توصیه‌های درستش در مورد اجتناب از یخ سیاه و چتر تو برف (که کاملاً منطقی بود) از بانوی مسن پیروز می‌شه و یه میانبر امن برایشون پیدا می‌کنه. مادربزرگ سوباسا مینامی رو به خاطر کنجکاویش به چای دعوت می‌کنه و راز خانواده‌شون عمیق‌تر می‌شه.

من خیلی کنجکاو هستم که این داستان به کجا می‌ره. شاید مینامی راست میگه و خانواده سوباسا فقط یه خانواده ثروتمند هستن که سرپناه دارن. ولی چرا اونا به کیتامی نقل مکان کردن؟ من حس می‌کنم یه چیزی پشت این موضوع هست. علاوه بر این، یه حس حرمسرا هم توی داستان هست، هرچند فکر می‌کنم مینامی تنها کسی هست که واقعاً به سوباسا علاقه داره. خب، همه اینا می‌تونه خیلی سریع تغییر کنه، مثل افتادن کلاه اسکی. اما فعلاً من خیلی هیجان زده هستم. ببینیم چند قسمت بعدی چه چیزی برامون رقم می‌زنه.

دانلود انیمه Dosanko Gal wa Namara Menkoi / دانلود انیمه

جهت مشاهده این بخش لطفا وارد اکانت خود شوید.